X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

تراوشات ذهن من

شب به شب قوچی از این دهکده گم خواهد شد ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد
پنج‌شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1395

چقدر با این شعر روزهایی رو گذروندم یادش به خیر

و حدس می زنم شبی مرا جواب می کنی

و قصر کوچک دل مرا خراب می کنی

 

سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای

ولی برای رفتنت عجب شتاب می کنی

 

من از کنار پنجره تو را نگاه می کنم

و تو به نام دیگری مرا خطاب می کنی

 

چه ساده در ازای یک نگاه پاک و ماندنی

هزار مرتبه مرا ز خجلت آب می کنی

 

به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام

تو کمتر از غریبه ای مرا حساب می کنی

 

و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت

که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی

مریم حیدرزاده

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)