X
تبلیغات
نماشا
رایتل

تراوشات ذهن من

شب به شب قوچی از این دهکده گم خواهد شد ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد
یکشنبه 3 آذر‌ماه سال 1392

ما کارتن خوابیم

همه ما کارتن خوابیم فرقی نمی کند یکی کارتون خواب اعتیاد است یکی کارتن خواب غرایز جنسی است یکی کارتن خواب غرور احمقانه اش ویکی کارتن خواب بد قولی وقت و بی وقت ..... 

عجیب ادعاهای جالبی داریم یا شاید بگویم جالب است ادعاهای عجیبی داریم  حس می کنیم همیشه همین گونه خواهیم بود همیشه جوان پر شر و شور ..نه حقیقت همیشه چیز دیگری است براستی زندگی همان حقیقت نهفته در زندگی ماست که هیچ وقت پی به آن نخواهیم برد خدای به آن بزرگی در کجای زندگی کوچک ما قرار دارد جایی خواندم از حضرت علی که می گفت :چه زشت است درشتی هنگام بی نیازی و فروتنی هنگام نیازمندی   جمله بسیار بزرگی است  بارها و بارها مرا به سکوت و تفکر واداشته است از این جمله از این عبرتها بسیار است اما ما کجاییم ،کجا، 

 

 

از دوازده فیلم ایرانی که خیلی ها را نه با تفکر بلکه با سریع رد شدن نگاه کردم وحالم را بهم زد می خواهم بنویسم این روزها همش دادمی زنند که آمار طلاق بیشتر از ازدواج شده اون وقت  هیچ کاری نمی کنند اگر قرار است جامعه ما دچار ناهنجاریهای اجتماعی کمتری در سطح خانواده شود باید تمر کز بیشتری روی سینما صورت بگیرد خیلی دلم می خواست یه مقاله پر و پیمون از این روزهای سینمای خانگی بنویسم اما یا تنبلی کردم یا وقت نشد .فیلمهایی مثل چه خوبه که برگشتی ،من مادرش هستم ،آقا و خانم میم، پل چوبی ،وخیلی از فیلمهای دیگر نه تنها بار مثبت اخلاقی ندارند بلکه خیلی هم مضرند واقعا عجیبه آدم نمی دونه از این همه غفلت مسولان ارشاد  چی کار کنه البته این فیلمها در طی سالهای اخیر اونقدر عادی سازی کردند که شاید جامعه ما دیگه ککش نمی گزه دیگه فکر می کنم ازخیلی از این بار اخلاقی های منفی خوشمون هم میاد  نمی دونم .... 

 

ترجیح می دم این روزها انیمیشن های روز رو ببینم تا فیلم ایرانی  

 

فردا مرخصیم تموم میشه چهل روز دیگه برمی گردم وتمام میشه این سربازی ....

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
چهارشنبه 6 آذر‌ماه سال 1392 ساعت 13:53
+ peste
سلام ... من میتونم که بهتون بگم که مخالف ذکر شدن اسم فیلم خانم و آقای میم در این جمع هستم ... چون از نظر من تو این زمانی که قحطی یه فیلم درست و حسابی شده ، این فیلم جز معدود که فیلم هایی هستش که میشه روش نظر داد و فکر کرد .
در حقیقت این فیلم یکی از معضلات جامعه ی مارو نشون میده ... آدم هایی که بین دو دوره ی مدرنیته و سنت گرایی موندن ... آدم هایی که در خودشون قابلیت این رو ایجاد نکردن که قدم تو وادی جدیدی بزارن اما می خوان که اون سیستم مدرن و روشن فکر بودن رو اجرا کنن و به دلیل نبودن بستر مناسب در اول های این مسیر می برن ... به نظر من این سیستم فیلم ها آدم رو به فکر فرو می بره که ادم دوست داره تو کدوم دسته باشه ...
دوست دارم بدونم نظر شما چیه ؟ :دی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به نظر من فیلم یا یه نگاه تقابلی بین شخصیت اول مرد و شخصیت اول زن ما رو مجبور می کنه که دسته مدرنیته رو انتخاب کنیم فیلم چند بار به وسیله شخصیت اول زن به ما میگه که نسل قبل ما یعنی سنت گرای ما دچار نوعی کمبود اعتماد به نفسه وبرای جبران این کمبود باید پا به دنیای جدید بزاره ولی داره به ما میگه این دل کندن برای ما به قیمت گزافی تموم خواهد شد همچنان که در آخر این فیلم این جدایی اتفاق نمی افته زنی که مرتب با گوشی حرف می زنه واین به عنوان یک دلبستگی که نمیشه ازش دل کند عنوان میشه اما شخصیت اول مرد هم در دوره مدرنیته نیست ولی این ادعا رو همیشه همراه داره بیشتر بین این دو یعنی مدرنیته و سنت گرایی اسیره ومیشه گفت دلبستگیهایی داره که نمی تونه اونها رو فراموش کنه و یه چیزهایی داره که هیچ وقت نتونسته اونها رو تغییر بده مثلا هیچ وقت نمی تونه با دیر اومدن زنش کنار بیاد با بیرون رفتن اون با یکی دیگه
البته با هد ف این فیلم و موضوعش مخالفم اما اگه تونسته باشم کمی در موردش نوشتم البته من این فیلم رو یه بار بیشتر ندیدم درسته که فیلم ساختار تکنیکی خوبی داشت ولی اثر محتوایی که داشت مناسب نبود ومن ترجیح دادم این فیلم رو یک بار بیشتر نبینم برای همین شاید قضاوت در مورد جزئیات کار من نباشه
یکی از فیلمهای به شدت مورد علاقه من بی پولی که شاید ده بار دیدمش